نوروپاتی اندامهای انتهایی، که با نام نوروپاتی محیطی نیز شناخته میشود، یکی از شایعترین و در عین حال خطرناکترین عوارض بیماریهای مزمن بهویژه دیابت ملیتوس است. این بیماری از یک اختلال اکتسابی یا ارثی ناشی میشود که در نهایت عملکرد طبیعی سیستم عصبی محیطی را مختل میکند. وقتی این اختلال رخ میدهد، ارتباط حیاتی میان مغز و طناب نخاعی از یک سو و اندامهایی مانند پاها از سوی دیگر دچار وقفه میشود.
در حالت طبیعی، هر ضربه یا آسیبی به پا بلافاصله از طریق اعصاب حسی به مغز مخابره میشود و بدن با یک واکنش سریع و هماهنگ، پا را از منبع آسیب دور میکند. اما در فردی که به نوروپاتی محیطی مبتلاست، این چرخهی حیاتی هشدار و واکنش مختل میشود؛ به این معنا که فرد ممکن است متوجه زخم، بریدگی، سوختگی یا فشار مضر روی پای خود نشود. همین نکتهی بهظاهر ساده، دلیل اصلی است که چرا نوروپاتی میتواند به زخمهای مزمن پا، عفونتهای جدی و در بدترین حالت، قطع عضو منجر شود.
آمار جهانی نشان میدهد زخمهای نوروپاتیک و نوروایسکمیک از شایعترین علل قطع اندام تحتانی، ناتوانی و حتی مرگومیر در بیماران دیابتی هستند. نکتهی امیدوارکننده اما این است که بخش قابل توجهی از این موارد قطع عضو، با آموزش، تشخیص زودهنگام و مداخلهی بهموقع، کاملاً قابل پیشگیری هستند. در این مقاله بهطور کامل به علل، انواع، روشهای تشخیص، طبقهبندی زخمها و مهمترین راهکارهای درمانی و پیشگیرانهی نوروپاتی اندام تحتانی و زخم پای دیابتی میپردازیم.
نوروپاتی محیطی چیست و چرا اهمیت دارد؟
سیستم عصبی محیطی، شبکهی گستردهای از اعصاب است که اطلاعات حسی، حرکتی و اتونومیک را میان سیستم عصبی مرکزی و سایر نقاط بدن از جمله پاها منتقل میکند. در نوروپاتی محیطی، ساختارهای عصبی مانند آکسونها، جسم سلولی نورونها یا غلافهای میلین آسیب میبینند. این آسیب میتواند بهتدریج و بدون علامت واضح آغاز شود، به همین دلیل بسیاری از بیماران تا مراحل پیشرفته از ابتلای خود بیاطلاع میمانند.
از دست رفتن حس در اندام تحتانی، بهویژه از مچ پا به پایین، همراه با اختلال در عملکرد حرکتی و تغییرات در گردش خون ناحیهای، پا را در معرض خطر جدی زخم قرار میدهد. این زخمها اغلب به دلیل بیحسی، برای مدت طولانی کشف نمیشوند و در نتیجه فرصت کافی برای عفونت و پیشرفت پیدا میکنند.
علل و عوامل زمینهساز نوروپاتی اندام تحتانی
عوامل ایجادکنندهی نوروپاتی محیطی را میتوان به دو دستهی کلی تقسیم کرد: اختلالات اکتسابی و اختلالات ارثی. در ادامه به مهمترین علل اکتسابی که در عمل بالینی بیشترین شیوع را دارند میپردازیم.
بیماریهای سیستمیک
بیماریهای سیستمیک شایعترین علت نوروپاتی محیطی هستند، زیرا کل بدن از جمله توانایی تبدیل مواد غذایی به انرژی، خونرسانی بافتی و پاکسازی مواد زائد متابولیک را تحت تأثیر قرار میدهند. دیابت ملیتوس و هایپرگلیسمی مزمن ناشی از آن، شناختهشدهترین و رایجترین علت نوروپاتی محیطی در سراسر جهان است.
سایر بیماریهای سیستمیک مؤثر عبارتاند از:
- بیماری کلیوی: تجمع غیرطبیعی مواد سمی حاصل از متابولیسم که به نورونها آسیب میرساند.
- اختلالات هورمونی مانند کمکاری تیروئید (که با تجمع مایع و ادم، فشار مکانیکی روی اعصاب ایجاد میکند) یا افزایش هورمون رشد و آکرومگالی (که با بزرگشدن غیرطبیعی استخوانها و مفاصل، اعصاب عبوری را فشرده میکند).
- کمبود ویتامین B12 ناشی از کمخونی بدخیم، که با بیحسی، سوزنسوزنشدن، ضعف و اختلال تعادل در هر دو طرف بدن، بهویژه اندام تحتانی، تظاهر مییابد.
ترومای فیزیکی
آسیبهای ناشی از تصادفات رانندگی، سقوط یا حوادث ورزشی میتوانند منجر به قطع نسبی یا کامل، فشردگی، خراش یا نازکشدگی اعصاب شوند. شدیدترین شکل نوروپاتی تروماتیک، آسیب طناب نخاعی است که معمولاً به پاراپلژی یا کوادریپلژی میانجامد.
عفونتها و بیماریهای خودایمنی
بیماریهای باکتریایی مانند بیماری لایم، دیفتری و بیماری هانسن (جذام) با آسیب گسترده به اعصاب محیطی شناخته میشوند. جالب توجه است که بیماری هانسن هنوز هم شایعترین علت قابلدرمان نوروپاتی محیطی در دنیاست. عفونتهای ویروسی و باکتریایی همچنین میتوانند از طریق تحریک سیستم ایمنی به اعصاب محیطی آسیب برسانند.
داروها و کمبودهای تغذیهای
برخی داروهای شیمیدرمانی، داروهای ضدرتروویرال مورد استفاده در درمان HIV و داروهای ضدتشنج میتوانند به نوروپاتی برگشتناپذیر منجر شوند. از سوی دیگر، ویتامینهای E، B1، B6، B12 و نیاسین برای عملکرد طبیعی سلولهای عصبی ضروریاند. کمبود ویتامین B1 که در سوءمصرف مزمن الکل دیده میشود، با نوروپاتی دردناک شدید همراه است. جالب توجه است که ابتلای همزمان به دیابت و سابقهی مصرف شدید الکل و سیگار، خطر ابتلا به نوروپاتی اندام تحتانی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
اهمیت آماری موضوع
عوارض ناشی از نوروپاتی دیابتی، شایعترین علت بستری بیماران دیابتی در بیمارستان است. دیابت همراه با نوروپاتی محیطی، مسئول بخش عمدهای از قطععضوهای غیرتروماتیک است، و در نیمی از این موارد، بیمار پیش از قطع عضو، مبتلا به زخم بوده است. نکتهی کلیدی اینجاست: بخش بزرگی از این قطععضوها با مداخلهی زودهنگام کاملاً قابل پیشگیری بودهاند.
انواع نوروپاتی و علائم بالینی هر یک
بیش از دویست نوع نوروپاتی شناخته شده است که بر اساس نوع اعصاب درگیر، به چهار دستهی اصلی طبقهبندی میشوند: نوروپاتی حسی، حرکتی، اتونوم و مختلط.
نوروپاتی حسی
اعصاب حسی مسئول انتقال پیامهای مربوط به لمس، موقعیت، فشار، دما و درد هستند. آسیب به این اعصاب طیف پیچیدهای از علائم بالینی ایجاد میکند:
- پاراستزی: شکل دردناک نوروپاتی حسی که بهصورت گزگز، سوزنسوزنشدن، شوک الکتریکی، سوختگی یا احساس چاقوخوردگی توصیف میشود و معمولاً هنگام شب تشدید میشود.
- آناستزی: از دست رفتن کامل حس که معمولاً از انتهای اندام آغاز و بهسمت بالا گسترش مییابد؛ الگویی که در پزشکی با عنوان «الگوی جوراب و دستکش» شناخته میشود.
- از دست رفتن حس درک موقعیت: باعث میشود فرد قادر به تشخیص وضعیت پا روی سطوح ناهموار یا لبهی پله نباشد و در معرض خطر بالای سقوط قرار گیرد.
بیماران مبتلا به نوروپاتی حسی پیشرفته ممکن است روی یک جسم تیز یا شیشهی شکسته پا بگذارند بدون آنکه دردی احساس کنند، و همین موضوع میتواند به فرورفتن بیشتر جسم خارجی، زخم و عفونت منجر شود.
نوروپاتی حرکتی
اعصاب حرکتی، تون عضلات پا و توزیع وزن بدن هنگام راهرفتن را کنترل میکنند. آتروفی عضلات داخلی پا، تظاهر بالینی اصلی نوروپاتی حرکتی است که فشار سطح داخلی کف پا را افزایش میدهد. گلیکوزیلهشدن بافت نرم به دلیل قند خون بالا نیز باعث کوتاهشدن تاندون آشیل و تغییر شکل پا میشود، از جمله برجستهشدن سر استخوانهای متاتارس، که ابتدا با تشکیل کالوس (پینه) و در نهایت زخم همراه میشود. آسیب به اعصاب حرکتی همچنین میتواند به افتادگی پا (Foot Drop) منجر شود.
نوروپاتی اتونوم
اعصاب اتونوم فعالیتهای غیرارادی بدن مانند تعریق، تنظیم دما و قطر عروق خونی را کنترل میکنند. از دست رفتن کنترل روی غدد عرق باعث خشکی شدید پوست (زروزیس) میشود که به تشکیل ترکهای عمیق و درنهایت زخم منجر میشود. از سوی دیگر، نوروپاتی اتونوم میتواند سبب گشادشدن مزمن شریانهای پا شود؛ جریان خون بیش از حد، دمینرالیزاسیون استخوان (استئوپنی) و شکنندگی استخوانی ایجاد میکند. اگر شکستگی ناشی از این ضعف استخوانی بهموقع تشخیص داده نشود، میتواند به تغییر شکل کامل پا و ایجاد «پای شارکو» (Charcot Neuroarthropathy) منجر شود؛ وضعیتی که پا را بسیار مستعد زخم کفپایی میکند.
اهمیت تاریخچهی بالینی و تشخیص زودهنگام
تشخیص زودهنگام نوروپاتی، کلید پیشگیری از عوارض جدی است. اخذ تاریخچهی کامل باید شامل سوابق بیماریهای داخلی و جراحی، شرایط مزمن زمینهساز، محیط کار، عادات مصرف الکل، تماس با مواد سمی، سابقهی بیماریهای عفونی مرتبط و مصرف داروهای مرتبط با نوروپاتی باشد.
آزمایشهای تشخیصی رایج شامل شمارش کامل خون (CBC)، پروفایل متابولیک کامل (CMP)، هموگلوبین A1c، پروفایل تیروئید و سطح ویتامین B12 هستند. برای بیماران دیابتی، هموگلوبین A1c اطلاعات ارزشمندی در مورد کنترل قند خون طی سه ماه گذشته فراهم میکند.
معاینهی کامل پا: ستون فقرات پیشگیری
معاینهی سالانهی کامل پا برای همهی افراد دیابتی، یکی از استانداردهای اصلی مراقبت است. این معاینه باید هر دو پا را پوشش دهد و شامل موارد زیر باشد:
- مشاهدهی کلی پوست، مو و ناخن
- بررسی وجود کالوس و ادم
- لمس پا برای بررسی دما و نبضهای محیطی
- بررسی قدرت عضلانی مچ و انگشتان
- مشاهدهی تغییر شکل پا (انگشت خرچنگی، برجستگی سر متاتارس)
- تست حس با مونوفیلامان ۱۰ گرمی
- تست حس ارتعاش
- تست درک موقعیت پا
تست مونوفیلامان ۱۰ گرمی
این تست استاندارد طلایی در ارزیابی حس محافظتی پا محسوب میشود و معمولاً در ۱۰ نقطهی مشخص از پا انجام میشود: انگشتان اول، سوم و پنجم، سر استخوانهای متاتارس، سمت داخلی و خارجی پا، سطح پشتی پا میان انگشت بزرگ و دوم، و پاشنهی پا. نتیجهی مهم بالینی این است که ناتوانی در تشخیص مونوفیلامان در یک یا چند نقطه، احتمال بروز زخم را چندین برابر افزایش میدهد و احتمال قطع عضو در صورت وجود زخم را نیز بهشدت بالا میبرد.
تست حس ارتعاش و تست موقعیت مفصلی
تست حس ارتعاش با دیاپازون ۱۲۸ هرتزی انجام میشود و از آنجا که کاهش حس ارتعاش معمولاً پیش از از دست رفتن حس لامسه رخ میدهد، این تست امکان تشخیص نوروپاتی را در مراحل اولیه فراهم میکند. تست حس موقعیت پا نیز با حرکتدادن انگشت بزرگ پا در جهات مختلف در حالی که چشمان بیمار بسته است، انجام میشود و از دست رفتن این حس، فرد را در معرض خطر بالای سقوط قرار میدهد.
اهمیت بررسی سیستم عروقی
بررسی وضعیت عروقی اندام تحتانی در ارزیابی نوروپاتی اهمیت ویژهای دارد، زیرا بخش قابل توجهی از افراد مبتلا به نوروپاتی، همزمان دچار بیماری شریانی نیز هستند؛ موضوعی که بهشدت بر درمان و پیشآگهی تأثیرگذار است.
شاخص فشار مچ پا به بازو (ABI)
تست ABI با مقایسهی فشار خون سیستولیک بازو و مچ پا، وضعیت جریان خون شریانی اندام تحتانی را بهطور غیرمستقیم ارزیابی میکند. مقادیر پایینتر از حد طبیعی نشاندهندهی بیماری شریانی محیطی است، و مقادیر بسیار پایین میتواند نشانهی ایسکمی شدید و اندام در خطر باشد.
لنگش متناوب و درد وضعیتی
لنگش متناوب (Intermittent Claudication)، نوع کلاسیک درد همراه با بیماری شریانی اندام تحتانی است که با فعالیتی مانند راهرفتن آغاز و با استراحت کوتاه برطرف میشود. با پیشرفت بیماری، ممکن است درد حتی در حالت استراحت یا هنگام تغییر وضعیت پا نیز ظاهر شود. نکتهی مهم بالینی این است که در بیماران مبتلا به نوروپاتی حسی، ممکن است این علائم کلاسیک بهدلیل کاهش حس درد، اصلاً گزارش نشوند؛ به همین دلیل پرسش فعال و معاینهی دقیق پرستار یا پزشک اهمیت دوچندان پیدا میکند.
ایسکمی حاد در برابر ایسکمی بحرانی اندام
ایسکمی حاد اندام یک اورژانس پزشکی است که با هفت علامت کلیدی مشخص میشود: عدم لمس نبض، درد، رنگپریدگی، پاراستزی، فلج، سردی اندام و کبودی. این علائم نیازمند ارجاع فوری به جراح عروق هستند. در مقابل، ایسکمی بحرانی اندام (Critical Limb Ischemia) به وضعیت مزمنتری اطلاق میشود که در آن بیمار دچار درد مزمن در حالت استراحت، زخم یا گانگرن است و در صورت عدم درمان، در طی چند ماه آینده احتمال قطع عضو وجود دارد.
بررسی و طبقهبندی زخمهای نوروپاتیک
تفاوت میان زخمهای نوروپاتیک و زخمهای ایسکمیک شریانی، برای تعیین مسیر درمانی حیاتی است.
زخمهای ایسکمیک معمولاً دردناک هستند، لبههای مشخص و صاف با ظاهر «پانچشده» دارند، رنگ پریده و خاکستریاند، ترشحات کمی دارند و اغلب در نواحی انتهایی پا و انگشتان یا روی نقاط تحت فشار مانند پاشنه و قوزک دیده میشوند.
در مقابل، زخمهای نوروپاتیک معمولاً گرد یا دوکیشکل بوده و روی برجستگیهای استخوانی قرار دارند. اغلب با بافت کالوس پوشیده میشوند، بستر زخم میتواند نکروزه، صورتی یا رنگپریده باشد، و شایعترین محل بروز آنها مفصل بینبندی انگشت بزرگ پا و سر استخوانهای اول و پنجم متاتارس است.
سیستم طبقهبندی واگنر
این سیستم که برای هدایت بالینی درمان و تعیین سطح مداخلات جراحی طراحی شده، زخمها را از درجهی صفر (پای در خطر بدون زخم باز) تا درجهی پنج (گانگرن گسترده با احتمال از دست رفتن پا) طبقهبندی میکند. این سیستم هنوز هم در تعیین بیمارانی که کاندید درمان با اکسیژن هایپرباریک (HBOT) هستند، کاربرد دارد.
سیستم طبقهبندی دانشگاه تگزاس
این سیستم زخم را بر اساس دو محور «درجه» (عمق زخم) و «مرحله» (وجود عفونت و ایسکمی) طبقهبندی میکند. مطالعات معتبر نشان دادهاند زمان بهبود زخم بهطور معناداری با درجهی بالاتر آن افزایش مییابد و ارتباط مستقیمی میان درجهی بالاتر زخم و افزایش خطر قطع عضو وجود دارد؛ به همین دلیل این سیستم ارزش پیشبینیکنندگی بالایی دارد.
اصول درمان زخمهای نوروپاتیک: رویکرد TIME
درمان مؤثر زخم پای دیابتی نیازمند سه رکن اصلی است: کنترل دقیق بیماری سیستمیک زمینهای (بهویژه قند خون)، اصلاح علت اصلی زخم که معمولاً حذف فشار (Off-loading) است، و آمادهسازی اصولی بستر زخم بر اساس چارچوب علمی TIME.
چارچوب TIME شامل چهار جزء اصلی است:
- یکپارچگی بافت (Tissue integrity): بافت نکروز، ریسکفاکتور شناختهشده برای عفونت و تأخیر در ترمیم است. دبریدمان کامل و مکرر بافت مرده، بهویژه به روش جراحی، ضروری است. کالوس اطراف زخم نیز باید مرتب برداشته شود، زیرا مانع تشکیل بافت اپیتلیال و بستهشدن زخم میشود.
- عفونت و التهاب (Infection/Inflammation): باکتریهای بیش از حد، فاز التهابی را طولانی و ترمیم را کند میکنند. کنترل باکتریایی، استفاده از آنتیمیکروبیالهای موضعی و در صورت لزوم آنتیبیوتیک سیستمیک، و کنترل دقیق قند خون از اجزای اصلی این مرحله هستند.
- تعادل رطوبت (Moisture balance): هم رطوبت بیش از حد و هم خشکی زخم، روند ترمیم را مختل میکند. انتخاب پانسمان مناسب برای حفظ محیط مرطوب متعادل، تعیینکننده است.
- پیشرفت لبهی زخم (Edge progression): وجود لبهی باز و سالم برای مهاجرت سلولهای اپیتلیال ضروری است. زخمهایی با لبههای جداشده یا تورفته ممکن است نیاز به دبریدمان جراحی داشته باشند.
حذف فشار: کلیدیترین اصل در درمان و پیشگیری
حذف فشار (Off-loading) هستهی اصلی برنامهی پیشگیری و درمان زخم پای دیابتی است. راهرفتن روتین میتواند فشار مکرری بر برجستگیهای استخوانی وارد کند که در صورت وجود زخم، نهتنها مانع ترمیم میشود بلکه میتواند زخم را عمیقتر و حتی به استخوان کشیده کند.
کست تماس کامل (Total Contact Cast – TCC)
TCC استاندارد طلایی حذف فشار از روی زخمهای نوروپاتیک پا محسوب میشود و مطالعات نشان دادهاند با استفاده از آن، سرعت ترمیم بافت بهطور چشمگیری افزایش مییابد. این کست با یک کفی سفت در ناحیهی پا و ساپورت مچ، از حرکت رو به جلوی درشتنی جلوگیری کرده و فشار و نیروی برشی را بهطور یکنواخت توزیع میکند.
با این حال، TCC برای همهی بیماران مناسب نیست. موارد منع مصرف شامل بیماری شریانی اثباتشده، عفونت فعال زخم، راهرفتن نامتعادل، ادم نوساندار، بیماری فعال پوستی و عدم تمایل بیمار است. استفادهی نادرست از آن نیز میتواند به دلیل بیحسی بیمار، زخمهای جدیدی ایجاد کند که تا باز شدن کست، کشف نمیشوند.
گزینههای جایگزین حذف فشار
برای بیمارانی که کاندید مناسب TCC نیستند، گزینههای دیگری مانند کستهای قابلبرداشتن (Removable Cast Walker) که بهصورت غیرقابلبرداشتن اصلاح میشوند (iTCC)، سیستمهای آماده مانند سیستم دارکو، کفیهای قابل تنظیم، و پدهای چسبی نمدی (Felt Pads) وجود دارند. این پدها بهویژه برای زخمهای روی برجستگیهای استخوانی کفپایی، روشی ساده، ارزان و مؤثر برای حذف فشار محسوب میشوند.
نقش کفشهای درمانی در پیشگیری
انتخاب کفش مناسب یکی از مهمترین اقدامات پیشگیرانه برای افراد مبتلا به نوروپاتی است. کفشهای درمانی باید فضای کافی برای انگشتان، کفی قابلتنظیم برای توزیع فشار، و در صورت نیاز ویژگیهایی مانند کف چرخشی (Rocker Bottom Sole) داشته باشند. کف چرخشی با جلوگیری از تمرکز فشار در یک نقطه و کمک به سرخوردن طبیعی پا هنگام راهرفتن، خطر ایجاد زخم را کاهش میدهد.
نکات مهم هنگام خرید کفش شامل اندازهگیری در بعدازظهر (به دلیل تورم طبیعی پا در طول روز)، پوشیدن همان نوع جوراب مورد استفادهی روزمره هنگام اندازهگیری، و افزایش تدریجی زمان استفاده از کفش نو همراه با بررسی دقیق پا پس از هر بار پوشیدن است.
افرادی که سابقهی زخم، دفرمیتی پا، کالوس مکرر یا اختلال گردش خون دارند، نیازمند کفشهای درمانی تخصصی هستند که در بسیاری از کشورها تحت پوشش بیمه قرار میگیرد.
کنترل عفونت و استئومیلیت
زخمهای باز همیشه دچار آلودگی باکتریایی سطحی هستند، اما این موضوع به معنای وجود عفونت واقعی نیست. علائم کلاسیک عفونت تهاجمی شامل قرمزی اطراف زخم، سفتی، درد، افزایش حجم و بوی ترشحات و احتمالاً تب است. نکتهی بسیار مهم بالینی این است که در بیماران دیابتی، بهویژه در حضور همزمان ایسکمی و نوروپاتی حسی، این علائم میتوانند بسیار خفیف و پنهان باشند؛ بنابراین هوشیاری بالینی نسبت به حتی کوچکترین نشانههای التهابی ضروری است.
استئومیلیت (عفونت استخوان) یکی از عوارض جدی زخم پای دیابتی است، چرا که پا استخوانهای متعدد و بافت نرم محدودی دارد و عفونت سطحی میتواند بهسرعت به عمق نفوذ کند. در صورت مشاهدهی زخم تونلدار یا استخوان آشکار، باید بهشدت به استئومیلیت مشکوک شد. تصویربرداری با MRI حساسیت و دقت بالایی در تشخیص این عارضه دارد و نمونهبرداری از استخوان، استاندارد طلایی تشخیص قطعی محسوب میشود.
عوامل خطر و راهکارهای پیشگیرانه
شناسایی افراد در معرض خطر بالای زخم نوروپاتیک، نخستین گام در پیشگیری است. مهمترین عوامل خطر عبارتاند از:
- از دست رفتن حس پا (تأییدشده با تست مونوفیلامان)
- دفرمیتی استخوانی پا یا انگشتان
- محدودیت حرکتی مفاصل بینبندی یا مچ پا
- اختلال جریان خون شریانی
- تشکیل کالوسهای موضعی
- سابقهی قبلی زخم یا قطع عضو
- ضعف بینایی که مانع از بازرسی روزانهی پا میشود
برای این گروه پرخطر، توصیههای کلیدی شامل اجتناب کامل از راهرفتن با پای برهنه (چه در خانه و چه بیرون از آن)، برداشتن منظم کالوس توسط متخصص، و استفادهی مداوم از کفشهای درمانی متناسب است.
نتیجهگیری
نوروپاتی اندام تحتانی، بهویژه در بستر دیابت ملیتوس، یکی از جدیترین تهدیدهای سلامت پا و کیفیت زندگی بیماران محسوب میشود. آنچه این بیماری را خطرناک میکند، ماهیت خاموش و بیسروصدای آن است؛ از دست رفتن حس درد، بیمار را از مهمترین سیستم هشداردهندهی طبیعی بدن محروم میکند. با این حال، شواهد علمی بهروشنی نشان میدهند که معاینهی منظم پا، تستهای ساده و غیرتهاجمی مانند مونوفیلامان و دیاپازون، کنترل دقیق قند خون، انتخاب کفش مناسب و اجرای اصولی حذف فشار، میتوانند اکثریت قریببهاتفاق موارد قطع عضو ناشی از زخم پای دیابتی را پیشگیری کنند.
آگاهیبخشی به بیماران، آموزش خودمراقبتی روزانه و همکاری نزدیک میان بیمار، پرستار، پزشک و تیم درمانی، سنگبنای موفقیت در مدیریت این بیماری پیچیده اما قابلکنترل است.




